شــــــــبگردي ميکنــــم.........
اما صداي نفــــــــــــسهايـــت را از پشــــــــت
هيچ پنــــــــــــــجره و ديواري نميشـــــــــنوم.
آســوده بخواب نازنيــــــــــــنم،
شـــــــــ ــ ـ ـــــــهر در امن و امان اســـــــت ...
تنها خانهي من اســت که در آتــــش ميســـــــــــــــــوزد

javahermarket
نظرات شما عزیزان:
marym 
ساعت13:57---24 شهريور 1390
نفس می کشم نبودنت رانیستی
هوای بوی تنت را کرده ام
می دانی
پیرهن جدایی ات بدجور به قامتم گشاد است
تو نیستی
آسمان بی معنیست
حتی آسمان پر ستاره
و باران
مثل قطره های عذاب روی سرم می ریزد
تو نیستی
و من چتر می خواهم …
هر چیزی که حس عاشقانه و شاعرانه می دهد در چشمانم لباس سیاه پوشیده…
خودم را به هزار راه میزنم
به هزار کوچه به هزار در
نکند یاد آغوشت بیفتم …
حسادت نکن! … این که بعد از تو بغل گرفته ام …
زانوی غـَم اســت
|